۱۳۸۷ بهمن ۲۷, یکشنبه

آسیب شناسی شرکتهای مشاور - تولیدات بی ثمر

بخش دیگری از مشکلاتی که در راه افزایش بهره وری شرکتهای مشاور وجود دارد عدم مقاومت آنها در تولید گزارشات غیر تخصصی خود آنهم به صورت کاملا صوری است. مثلا در طرحهای بزرگ گزارشات اجتماعی تهیه می شود که تنها شامل تعدادی جدول و آماری است که همه از ان خبر دارند وبه درد کسی هم نمی خورد.تجربه های قبلی من حاکی از آن است که در کمتر پروژه ای از این مطالعات استفاده شده است. اساسا تولید ویا عدم تولید آن هیچ تاثیری در نتایج پروژه نداشته است و حتی زمان ایجاد این گزارشات هم بر اساس مدل وزنی حق الزحمه تنظیم میشود.
عدم مقاومت برای تنظیم این گزارشات به معنی صرف بخشی از منابع شرکت برای تولید این مستندات است. از طرف دیگر کارفرمایان نیز از دریافت این گزارشات خوشنود نخواهندشد هر چند در دو طرف الزامات قراردادی است که منجر به تولید وتحویل این تیپ گزارشات است.
لازم به ذکر است این موضوع به معنی عدم اهمیت مثلا گزارشات اجتماعی نیست بلکه منظور انجام کارهای غیر ضروری به شکل غیر حرفه ای و علمی است که تولید ارزش افزوده نمی کند.
کوتاه سخن اینکه مطالعات مختلف باید در پی پاسخ به سوالات مهم پروژه باشد. در غیر این صورت ، هزینه است و پیامد آن کاهش رضایت مشتری

آسیب شناسی شرکتهای مشاور- تفاوت نیاز واقعی با محصول قابل ارایه

جمله معروفی از تد لویت[1] نقل شده که گفته " مردم دریل نمی خواهند، آنها خواهان سوراخی در دیوار هستند". این مفهوم اشاره به تفاوت محصول و نیازی که آن را برآورده می سازد دارد. در اغلب موارد شرکتهای مشاور توجه بسیار زیادی بر روی محصولات خود دارند نه نیاز مشتریان. برای همین گزارشات مفصلی در تخصصهای خودشان تهیه می کنند که الزاما نیاز مشتریان آنها نیست. تمام تلاش و نبوغ خود را برای متقاعد کردن کارفرما بکار میگیرند که موارد تهیه شده واقعا مهم است. کارفرمایان ممکن است سواد ودانش تخصصی شما در حوزه مورد نظر نداشته باشند اما قبول کنید که نیاز و مشکلات خود را بهتر از شما می دانند. شرکتهای مشاور را بکار می گیرند تا نیاز مورد نظرشان یعنی همان سوراخ روی دیوار ایجاد شود اما آیا واقعا شرکتهای مشاور این نیازها را مرتفع می کنند؟

[1]- Theodore Levitt -http://en.wikipedia.org/wiki/Theodore_Levitt

۱۳۸۷ بهمن ۲۶, شنبه

سرعت در تصمیم گیری :شاخص چابکی

یکی از شاخصه های چابکی ، سرعت عکس العمل به ورودی های محیط پیرامونی است. مثلا در هنگامی که خبری منتشر می شود برخی افراد خیلی سریع به ان موضوع عکس العمل نشان داده وبرخی بسیار دیرتر ، در حالی که ممکن است اهمیت موضوع برای هر دو نفر یکسان باشد در این حالت نفراول در نگاه سایرین چابک تر و یا به اصطلاح معروف تیزتر به حساب می اید. در سازمانها نیز میزان و سرعت، عکس العمل به درخواست های بازار مانند شرکت در مناقصات و یا ارایه پیشنهادات نیز مصداق چابکی است. در بسیار از شرکتهای ، فاصله زمانی دریافت اطلاعات تا اخذ تصمیم برای عکس العمل مناسب را می توان شاخصی از چابکی ویا پیری سازمان در نظر گرفت. در برخی موارد مشاهده می شود که بیش از نصف مهلت ارایه پیشنهاد ویا تهیه اسناد مناقصه صرف تصمیم گیری مدیران می شود. این موضوع به معنی اسراف در یکی از مهمترین منابع سازمانها یعنی وقت می شود. انجام کل کار در فرصت باقی مانده باعث ایجاد تنش واسترس در کارکنان و افزایش احتمال بروز اشتباه می گردد. مسلما کیفیت نیز در رابطه با کمبود وقت ، آسیب خواهد دید. کیفیت را نمی توان رعایت حداقلهای درخواستی دانست بلکه سطح مورد انتظار ما از کارهایمان ، کیفیت را می سازد. اگر سوابق و تلاشهای قبلی ما انتظاراتی را در دیگران ایجاد کرده ما باید فراتر از آن ظاهر شویم تا بتوانیم تصویر خوب قبلی خود را حفظ کنیم.
کلید واژه ها : چابکی سازمانی – بهره وری عوامل تولید (زمان) – استرس – کیفیت